در حالات جناب دانیال است که بخت النصر او را گرفت، و براى کشتنش با شکنجه، چاه عمیقى را معین نمود و شیر درنده اى را در چاه انداخت و سپس دانیال را نیز در چاه افکند و دستور داد سرچاه را بستند و فرمان عمومى صادر کرد که هیچ کس حق ندارد نزدیک چاه بشود. ادامه مطلب ...
غلامى را مى خواستند بفروشند، مشترى براى خردنش آماده بود. غلام با صداى بلند گفت: هرکس مى خواهد مرا بخرد شرطى دارد و آن این است که هنگام پنج وقت نماز باید آزاد باشم.نمازم باید پشت سر پیغمبر خدا باشد، هرکه مى خواهد مرا بخرد.
بالاخره یک مشترى پیدا شد و او را خرید به شرط اینکه پنج وقت ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح آزاد باشد برود در مسجدالنبى پشت سر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) نمازش را بخواند و برگردد.از همان روز که او را خرید پنج وقت این غلام مرتب پشت سر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) نماز مى خواند.
مدتى بدین منوال گذشت. چند روزى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) او را ندید. احوالش را پرسید، گفتند: یا رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم)! بیمار شده است.
ادامه مطلب ...
در زمان حضرت سلیمان (علیه السلام) خداوند هفتاد هزار نوع پرنده که هر نوعى به شکل و رنگ مخصوص بودند، مانند ابر بالاى سر آن حضرت پدید آورد. حضرت سلیمان از معاش و روزى آنها و از اینکه چگونه تخم مى کنند و چگونه بچه مى آورند از آنها سؤالاتى کرد.
آنها جواب دادند و گفتند: اى سلیمان! بعضى از ما در هوا تخم مى کنیم و در هوا بچه مى آوریم، برخى از ما تخم خود را در بال هاى خود حفظ مى کنیم تا بچه بیاوریم و گروهى از ما تخم را در منقار خود نگه مى داریم تا بچه آوریم و عده اى از ما نه تخم مى کنیم و نه بچه مى آوریم اما نسل ما تا ابد باقى است.