کلیدهای بهشتی
کلیدهای بهشتی

کلیدهای بهشتی

مذهبی

تو چه کردى و خدا با تو چه مى کند

در تفسیر منهج الصادقین داستان لطیفى از ذوالنون مصرى نقل کرده است مى گوید:
روزى به دلم افتاد کنار رود نیل بروم. از خانه بیرون آمدم ناگاه دیدم عقربى به سرعت حرکت مى کند. با خود گفتم: با این سرعت حتما ماموریتى دارد، آن را دنبال کردم. به کنار رود نیل رسید. تا کنار آب آمد قورباغه اى خودش را به ساحل رسانید، پشتش را به دیواره آب زد، عقرب سوار قورباغه شد و به آن طرف نیل رفت. من گفتم: حتما سرى است. خودم را با قایق به آن طرف رودخانه رساندم. دیدم قورباغه خودش را به دیواره رودخانه چسبانید و عقرب پیاده شد و باز به سرعت حرکت کرد تا رسید به نزدیک درختى که زیر آن جوانى مست افتاده و مار بزرگى هم روى سینه اش نشسته و سرش را نزدیک دهان جوان مست مى آورد که عقرب خودش را به گردن مار رسانید و نیش خود را به او زد.سمى داشت که مار سمى را از کار انداخت، آن وقت برگشت.  ادامه مطلب ...

شیطان از خدا یک جواب شنید

شیطان به خدا عرض کرد: من چند فقره بحث و عرض دارم ولى از اظهار او مى ترسم خطاب شد مترس و سؤال کن، عرض کرد:
من اعتراف و اقرار دارم بر اینکه خداى من قادر و عالم و حکیم است در افعال خود. او مى دانست قبل از ایجاد من که چه مى کنم چرا مرا خلق کرد؟  ادامه مطلب ...

پرنده اى که دندان دارد

حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) فرمودند:
یکى از عجائب مصنوعات و مخلوقات الهى خفاش است و خلقت او از همه پرندگان عجیب تر است. همه چیزش برخلاف پرندگان است، زیرا تمام پرندگان به توسط بال پرواز مى کنند و این حیوان بدون پر پرواز مى کند.
حضرت امیر (علیه السلام) مى فرماید: خداوند پر و بال او را از گوشت بدنش ‍ قرار داده و به روى چهار دست و پا راه مى رود؛ دیگر از عجائب خلقت او این است که تمام طیور تخم مى گذارند و این حیوان مثل چهارپایان مى زاید آن هم از سه الى هفت بچه مى گذارد.  ادامه مطلب ...

بهشت براى سه طایفه حرام است

خداوند بهشت را بر چند طایفه حرام کرده است.
1 - شراب خوار.
2 - رباخوار.
3 - غیبت کننده.
عده اى که دور هم مى نشینند، غیبت مؤمنى را مى کنند تمامشان لاشخور هستند و لاشخور را در بهشت راه نمى دهند.جاى لاشخور در لجن زارها و کنار رودخانه هاست.سگ ها دور لاشه جمع مى شوند.  ادامه مطلب ...

لوطى توبه کرد

تاجرى که یکى از مریدان و مقلدین مجلسى اول (رحمة الله علیه) بود به ایشان مراجعه کرد و گفت:
آقا گرفتارى پیدا کردم، چند نفر از لوطى هاى اصفهان فرستاده اند که ما امشب مى خواهیم به خانه تو بیائیم و من هم نمى توانم فرار کنم، چون این لوطى ها با دستگاه حکومتى مربوطند، اسباب زحمتم مى شوند.وقتى هم که مى آیند باید تمام وسائل گناه را آماده کنم، بالاخره چه کنم.  ادامه مطلب ...