رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:
وقتى به معراج رفتم دیدم ملکى را که هزار هزار دست دارد ((یک میلیون)) و هر دستى هزار هزار انگشت و هر انگشتى هزار هزار بند دارد.
آن ملک گفت: من حساب دانه هاى قطرات باران را مى دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا مى بارد و عرض کرد: تعداد قطرات باران را از ابتداى خلقت تا حال را مى دانم ؛ آن وقت عرض کرد: حسابى است که من از محاسبه آن عاجزم.
فرمود: چیست؟
ادامه مطلب ...
چون هنگام آن رسید که آفتاب دولت ابراهیم خلیل (علیه السلام) از مشرق سعادت طلوع کند، منجمان نمرود را اطلاع دادند که امسال پسرى به وجود خواهد آمد که ملک تو بر دست او زایل مى شود. نمرود دستور داد: هر پسرى که در عرصه ملک او به وجود آید او را بکشند تا موقع ولادت تا ابراهیم رسید و ذات مبارک او از حرم رحم به فضاى وجود فرامید. مادر ابراهیم از بیم گماشتگان نمرود، فرزند خود را در قماشى ((پارچه اى)) پیچید و به غارى برد، در آنجا نهاد و در غار را محکم کرده و بازگشت. ادامه مطلب ...
مردى بود عابد و همیشه با خداى خویش راز و نیاز مى نمود و ذکر الله، الله داشت. روزى شیطان بر او ظاهر شد و وى را وسوسه کرد و به او گفت: اى مرد این همه که تو گفتى الله الله، سحرها از خواب خویش گذشتى و بلند شدى و با این سوز و درد، هى گفتى الله، الله، الله، آخر یک مرتبه شد که تو لبیک بشنوى؟ تو اگر در خانه کسى رفته بودى و این اندازه ناله کرده بودى، لا اقل یک مرتبه جوابت را داده بودند. این مرد دید ظاهرا حرفى است منطقى و لذا در او مؤ ثر افتاد و از آن به بعد دهانش بسته شد و دیگر الله، الله ، نمى گفت. ادامه مطلب ...
در علم اخلاق ذکر شده است که انسان مادامیکه در این عالم است، براى تکامل خودش هم خوف لازم دارد و هم رجاء، تا بتواند بار تکلیف را تا سفر آخرت بکشد. اگر تازیانه خوف نباشد غیر از هواپرستى کارى از او برنمى آید و همینطور اگر رجائى هم نباشد شوقى ندارد و لذا فرمود: ادامه مطلب ...
((بزرگى)) پسرى داشت. یک روز به پسرش فرمود: من حاجتى دارم اگر آن را بگویم انجام مى دهى؟
پسر گفت: بلى.
پدر گفت: هر شب که به خانه مى آئى اعمال روز خودت را براى من شرح بده.
شب که شد، پسر آمد که به قول خود وفا کند؛ مقدارى از اعمال خود را ذکر کرد و از گفتن بعضى از اعمال خوددارى نمود. آن وقت پدر به او گفت: من بنده ضعیفى از بندگان خدا هستم، وقتى تو اعمال خودت را نمى توانى به من بگوئى پس چطور به خدا در فرداى قیامت مى گوئى؟ و چگونه اعمالت را در محضر خلائق مى خوانى؟