کلیدهای بهشتی
کلیدهای بهشتی

کلیدهای بهشتی

مذهبی

: مردم سه گروهند

مردم از لحاظ حساب در روز جزا بر سه گروهند، عده اى بدون حساب وارد بهشت مى شوند، ایشان دوستان اهل بیت هستند که از آنها حرامى سر نزده یا اینکه با توبه از دنیا رفته اند.
طایفه دوم ؛ بر عکس ایشانند که بدون حساب وارد جهنم مى شوند که در قرآن مى فرماید:  ادامه مطلب ...

پیامبر گریه کرد

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) بر زنیکه آتش تنور روشن کرده بود و نان مى پخت گذشتند. این زن طفلى داشت که پهلوى خود نشانیده بود.
همینکه چشمش به آن حضرت افتاد عرض کرد: یا رسول الله شنیده ام که شما فرموده اید: ان الله ارحم بعبده من الوالده بولدها  ادامه مطلب ...

دو حیوان دعا کردند

سالى قحطى و خشکسالى شد مردم براى دعاى باران به صحرا رفتند، هرچه دعا کردند باران نیامد در آن اثنا آهوئى را دیدم به سوى غدیر ((گودال)) آبى مى دوید که آب بیاشامد. همینکه غدیر را خشک دید، حیران شد، چند مرتبه به سوى آسمان نظر کرد، ناگاه ابرى ظاهر شد و آنقدر باران آمد که غدیر ((گودال)) مملو از آب شد و آن آهو آب خورد و سیراب شد.  ادامه مطلب ...

زمین ابن بابویه و بدنى که در او است

در زمان فتحعلى شاه نزدیک حضرت عبدالعظیم خرابه اى بود و در آن خرابه تپه خاکى بود. زمانى به واسطه بارانى که آمده بود آب پاى آن تپه افتاد و تا وقتیکه آمدند آنجا را تعمیر کنند شکافته شد. همینکه قدرى خاک ها را عقب کردند سردابه ((زیر زمین)) ظاهر شد.
در آن سردابه و زیرزمین پاهاى میتى نمایان شد. وقتى که خاک ها را عقب زدند، دیدند یک بدن پیدا شد،تر و تازه. هنوز آثار خضاب به محاسن و دست هایش باقى است ولى کفنش پوسیده و خاک شده و اطرافش ریخته ولى مستورالعوره مى باشد. در مقام جستجو برآمدند. سنگ لوحش را پیدا کردند، اسمش را با تاریخ وفاتش دیدند. بعد معلوم شد که آن بزرگوار در زمان امام حسن عسکرى (علیه السلام) بوده و قریب هزار سال بود وفات کرده بود.  ادامه مطلب ...

: مگر مى شود این عالم خدائى نداشته باشد

مى نویسند: پادشاهى بود دهرى مذهب. وزیرى بسیار عاقل و زیرک داشت. هرچه ادله و براهین براى شاه بر اثبات وجود صانع اقامه مى کردند که این آسمان ها و زمین را خدا خلق کرده و ممکن نیست این بناهاى به این عظمت بدون صانع و خالق موجود شود و ممکن نیست یک بنائى بدون بنا و استاد و معمار ساخته شود شاه قبول نمى کرد.
آخر الامر وزیر بناى یک باغ و درخت ها و عمارتى در بیرون شهر گذارد. بعد از اینکه تمام شد یک روز شاه را به بهانه شکار از آن راه برد. چون چشم شاه بر آن عمارت عالى افتاد متعجب شد. از وزیر پرسید: این آسمان را که بنا کرده و چه وقت بنا شده؟  ادامه مطلب ...