کلیدهای بهشتی
کلیدهای بهشتی

کلیدهای بهشتی

مذهبی

خداوند فرمود: اى موسى من مریض شدم

خداوند به حضرت موسى (علیه السلام) خطاب کرد:
اى موسى من مریض شدم ، چرا به عیادت من نیامدى ؟!
حضرت موسى (علیه السلام) عرض کرد:
پروردگارا مگر تو هم مریض مى شوى ؟!  ادامه مطلب ...

بهشت منهاى خدا زندان و جهنم است

هر گاه انسان خود را نشناخت و ندانست گمشده او چیست ، مانند کرم ابریشم در انى دنیا به دور خودش مى تند، در حالى که انسان امکان دستیابى به مقام بس والائى را دارا است ، سیر انسان حد یقف ندارد حد یقفش ‍ عندالله است به آنجا هم که نائل شد باز سیرش ادامه دارد باز از افاضات ربوبى بهره مى برد.
در روایات آمده است که ؛ روز قیامت بعضى از بندگان به بهشت مى روند و بهشت آنها عندالله است .
همسر فرعون وقتى به دستور آن ظالم میخ ‌کوب شد الله ، الله مى گفت و با خدایش مناجات پر معنائى داشت .
که قرآن کریم از همسفر فرعون نقل مى کند که مى گفت :  ادامه مطلب ...

دانیال مى داند قدرت شیر خداست

آنچه در این عالم ظهور پیدا کرده همه از علم و قدرت خداست ، پس باید از صاحب قدرت داشته باشیم که خدا است لذا از هیچ کس جز خدا نمى ترسد به هیچ چیز و هیچ کس جز خدا نیز امیدوار نیست ، قوى ترین افراد مشهودش شده تا وقتى که خداوند نخواهد نمى تواند کارى کند، تا جائیکه اگر تمام قدرتهاى شخصى با هم شوند و بخواهند به او صدمه اى بزنند از آنان ترسى ندارد در حیوه القلوب نوشته وقتى بخت النصر خواست دانیال پیغمبر را به سخت ترین شکنجه ها از بین ببرد دستور داد در چاه عمیقى که شیر ماده اى را قرار دادند آنگاه دانیال را در آن چاه افکندند، اگر بشر عادى بود همان لحظه از ترس مى مرد اما دانیال مى داند قدرتى که شیر دارد هم از خداست ، اگر اذن خدا باشد او را مى درد و گرنه کارى به او ندارد.  ادامه مطلب ...

انسان به ماوراء ماده و عالم ارواح بى خبر است

یکى از محققین مثال جالبى مى زند، مى گوید: مورچه از پاى چوب تلگراف که رد مى شود پیش خود جمسى بیش نمى بیند، آیا مى فهمد این چوب را انسان دانائى نصب کرده و روى آن سیمائى نصب شده که ارتباط بین دو شهر یا شهرهاى متعدد را برقرار مى کند، بسیارى از احتیاجات اجتماعى و سیاسى و اقتصادى یک اجتماع را عهده دار است از آثار این چوب و این سیم بى اطلاع است و فقط ظاهرى را درک مى کند.  ادامه مطلب ...

عظمت هاى خدا در آسمانها

بسیار ضرورى است که انسان تمام وقت عزیز خود را صرف امور جزئى زندگى مادى و رسیدن به خواسته هاى حیوانى و شهوانى خود نکند بلکه اقلا مقدارى از وقت خود را صرف اندیشه در امور کلى نماید و بدین وسیله خود را بزرگ و داراى سعه وجودى سازد شاید به مقام انسانیت برسد، مثلا ساعتى را صرف اندیشه در عظمت جهان هستى نماید تا حدى عظمت خداى جهان آفرین را بشناسد.  ادامه مطلب ...