از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده است که فرمود:
هنگامى که پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) دیده به جهان گشود، مردى یهودى نزد جماعت قریش آمد و گفت : آیا امشب کودکى در میان شما به دنیا آمده است ؟
آنها پاسخ دادند: خیر
ادامه مطلب ...
آمنه مادر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرماید:
هنگامى که نطفه محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) از عبدالله به من منتقل شد نورى از او ساطع گردید که آسمانها و زمین را روشن کرد.
حضرت آمنه مى فرماید: چند روزى بر من گذشت که ناراحت بودم ، مى دانستم پا به ماه هستم شب ولادت درد من افزون شد و من تک و تنها در اطاق به شوهر جوان مرگم عبدالله و به تنهائى و غربت خودم که دور از سرزمین یثرب افتاده ام فکر مى کردم ، شاید آهسته آهسته اشک هم مى ریختم ، از طرفى هم خیال داشتم برخیزم و دختران عبدالمطلب را کنار بسترم بخوانم اما هنوز این خیال قطعى نبود و با خودم مى گفتم از کجا این درد درد زائیدن باشد که ناگهان به گوشم آوائى رسید که شادمان شدم ، صداى چند زن را شنیدم که بر بالینم نشسته اند و درباره من صحبت مى کنند.
از صداى آرام و دلپذیرشان آنقدر خوشم آمد که تقریبا درد خود را فراموش کرده بودم ، سرم را از روى زمین برداشتم که ببینم زنانى که در کنارم نشسته اند کجائى هستند و از کجا آمده اند و با من چه آشنائى دارند؟ دیدم چقدر زیبا! و چه خشبو و پاکیزه ! من گمان کردم از خانمهاى قریش هستند حیرتم از این بود که چگونه بى خبر به اتاق من آمده اند! و چه کسى ایشان را از حال من با خبرشان کرده است ؟
ادامه مطلب ...
عبدالله از طریق ازدواج فصل نوینى از زندگى به روى خود گشود و شبستان زندگى خود را با داشتن همسرى مانند آمنه روشن ساخت و پس از چندى براى تجارت راه شام را همراه کاروانى که از مکه حرکت مى کرد در پیش گرفت .
زنگ حرکت نواخته شد و کاروان به راه افتاد و صدها دل را نیز همراه خود برد، در این وقت آمنه دوران حاملگى خود را مى گذرانید، پس از چند ماه طالع کاروان آشکار گشت عده اى به منظور استقبال از خویشان و کسان خود تا بیرون شهر رفتند.
ادامه مطلب ...
نوشته اند: روزى عبدالله در مکه به شکار رفت در آن مکان 90 نفر از کشیشان یهود که به شمشیرهاى زهر آلود مسلح بودند به سوى او رفتند تا او را غافلگیر کرده و بکشند.
وهب پدر حضرت آمنه ((مادر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ))) صاحب آن شکارگاه بود در آنجا حضور داشت وقتى کشیشان را در آنجا دید دریافت که در کمین عبدالله هستند تا به او آسیب برسانند با اینکه تنها بود براى کمک به سوى عبدالله شتافت .
ادامه مطلب ...
هنگامیکه عبدالله پدر پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) در مکه دیده به جهان گشود همه کشیشان یهود که در شام بودند اطلاع یافتند، به این ترتیب که :
در نزد آنها جامه پشمى سفید رنگى بود که به خون حضرت یحیى (علیه السلام ) آغشته بود و آنها در کتابهاى دینى خود خوانده بودند که هرگاه آن جامه را به رنگ سفید یافتند و دیدند که از آن قطره هاى خون مى چکد بدانند که در همان ساعت پدر حضرت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) متولد شده است .
ادامه مطلب ...