در اوایل مرجعیت آیه الله العضمى بروجردى (رحمه الله) مقدارى وجوهات به حوزه علمیه قم مى رسید، و آبه الله العضمى بروجردى ، به طلاب حوزه شهریه مختصرى مى دادند در سال دوم یا سوم اقامت ایشان چند نفر از علماى برجسته دریافتند که وجوه به مقدارى شهریه آن ماه نرسیده است ، و آقاى بروجردى نمى تواند شهریه آن ماه را بپردازد. ادامه مطلب ...
حضرت عیسى بن مریم (علیه السلام) بر سه نفر که لاغر به نظر مى رسیدند گذشت ، پرسد علت لاغرى شما چیست ؟
عرض کردند: ترس از خدا ما را به این صورت در آورده .
حضرت فرمودند: بر خداوند حق است که نجات دهد خائف را.
پس حضرت بر سه نفر دیگر عبور کرد، آنها هم لاغر بودند. حضرت فرمود: شما چرا ضعیف و لاغرید.
ادامه مطلب ...
حضرت یوسف از بالاى قصر جوانى را دید که با لباسهاى مندرس از کنار قصر عبور مى کرد، جبرئیل به حضرت عرض کرد: این جوان را مى شناسى ؟
حضرت یوسف فرمود: نه .
ادامه مطلب ...
خداوند به حضرت داود فرمود: اى داود راه ما را بر بندگانم روشن کن دوستى ما را دل آنان شیرین و بگو من آن خداوندم که با سخاوت وجودم بخل نیست و با علمم جهل نیست و با صبرم عجز نیست و با غضبم ضجر نیست و در صفتم تغیر نیست و در گفتنم تبدل نیست اگر بنده ام تقصیر کند و حق کرامت را نشناسد و شکر نعمت نگذارد خداوند او را عتاب کند چنانکه به نقل از على (علیه السلام) خداوند مى یفرماید:
اى بنده من ، تو انصاف بده ، من با نعمتهاى خودم با تو دوستى کنم و تو به معصیت ها با من دشمنى کنى ، خوبى و نیکى من پیوسته بر تو فرود مى آید و بدى تو همواره به سوى من اوج مى گیرد.(15)
در بنى اسرائیل عابدى بود که روزگار زیادى به عبادت به سر برده بود، در خواب به او گفتند: که فلان شخص رفیق تو در بهشت برین جاى خواهد داشت .
عابد در طلب او برخواست تا بداند که چه کرده که در بهشت جاى خواهد داشت ؟
چون عابد نزد او آمد، نه نماز شب دید و نه روزه روز را مگر همان واجبات .
عابد گفت : به من کردار و عمل خود را بگو؟
ادامه مطلب ...