-
من حیا مى کنم
جمعه 2 اسفند 1392 10:00
چون زلیخا بدام محبت حضرت زهرا گرفتار گردید همیشه در تهیه و خیال وصال بود و حیله ها و نیرنگ ها به کار مى برد تا آخر عمر چنانکه مشهور است، هفت خانه در یکدیگر ساخت و حضرت یوسف (علیه السلام) را به خانه هفتمین برد، درها را بست و از آن حضرت کام دل خواست. اصرار و چابلوسى را از حد گذراند. در حصول آن هرچه مبالغه کرد، حضرت از...
-
پیغام موسى به خدا
جمعه 2 اسفند 1392 09:59
حضرت موسى (علیه السلام) در راهى که به مناجات با خداوند مى رفت مردى را دید که در میان خاکستر قرار گرفته و لباسى در تن ندارد. جوان که حضرت رادید، عرض کرد از خداوند بخواه که عنایتى در حق من بشود. چون گذشت رسید به کسى که از کثرت خدم و حشم و وفور مال و ثروت به تنگ آمده، گفت: یا کلیم الله! از خداوند بخواه قدرى از گرفتارى من...
-
رعضه دختر نمرود عروس حضرت ابراهیم
جمعه 2 اسفند 1392 09:59
نمرود با دخترش (( رعضه )) نشسته بود و منظره آتش انداختن حضرت ابراهیم (علیه السلام) را نگاه مى کردند. دختر ایستاد بالاى بلندى دید که ابراهیم میان آتش است اما محوطه گلستان شده است. رعضه گفت: یا ابراهیم این چه حال است که آتش تو را نمى سوزاند؟ حضرت ابراهیم (علیه السلام) فرمود: من کان على لسانه بسم الله الرحمن الرحیم و فى...
-
میوه بهشت 100هزار طعم دارد
جمعه 2 اسفند 1392 09:58
از خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله و سلم) منقول است: که مؤمن بر تخت خود در بهشت نشسته که ناگاه مرغانى که قدر شترى هستند مى آیند. مؤمن اراده خوردن گوشت آنها را مى کند، مرغان فورا مى نشینند، بال هاى مرغ ریخته و کباب مى شود و مؤمن آن را مى خورد و چون مؤمن سیر شد و الحمدلله گفت، مرغ زنده مى شود و مى پرد و بین مرغان...
-
میوه بهشت 100هزار طعم دارد
جمعه 2 اسفند 1392 09:55
از خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله و سلم) منقول است: که مؤمن بر تخت خود در بهشت نشسته که ناگاه مرغانى که قدر شترى هستند مى آیند. مؤمن اراده خوردن گوشت آنها را مى کند، مرغان فورا مى نشینند، بال هاى مرغ ریخته و کباب مى شود و مؤمن آن را مى خورد و چون مؤمن سیر شد و الحمدلله گفت، مرغ زنده مى شود و مى پرد و بین مرغان...
-
در محبت صادق و راستگو نیست
جمعه 2 اسفند 1392 09:54
حضرت سلیمان (علیه السلام) مورى دید که به ماده خود مى گفت: براى چه از من دورى مى کنى و در مقابل خواسته هایم تسلیم نمى شوى و حال آنکه اگر من بخواهم تمام بارگاه و قبله سلیمان را با نیشم گرفته و به دریا مى اندازم. سلیمان از سخن مور تبسم کرده و آنها را پیش خود خواند و پرسید: چگونه مى توانى اى مور بارگاه سلیمان را به دریا...
-
چه کسى به گنجشک این علم را داد
جمعه 2 اسفند 1392 09:54
سیاحى و جهانگردى از جنگلى مى گذشت که چشمش به گنجشکى افتاد که بر روى درختى نشسته و با وضعیکه اضطراب و وحشت از آن آشکار بود، صداهاى پى در پى مى آمد و آشفته بود، توجه صیاد را به خود جلب نمود و دقت کرد، دید در هر چند ثانیه آن حیوان حرکت مى نماید و بر بالاى درخت دیگرى مى پرد. در این هنگام مشاهده کرد مار سیاهى از همان درخت...
-
: مانند پیر زنان خدا را بشناسید
جمعه 2 اسفند 1392 09:53
امیرالمؤمنین (علیه السلام) با جمعى از پیروان در معبرى عبور مى نمود، پیرزنى را دید که با چرخ نخ ریسى خود مشغول رشتن پنبه بود. پرسید: پیرزن بما ذا عرفت ربک خدا را به چه چیزى شناختى؟ پیر زن به جاى جواب، دست از دسته چرخ برداشت. طولى نکشید پس از چند مرتبه دور زدن چرخ از حرکت ایستاد. عجوزه گفت: یا على چرخ بدین کوچکى براى...
-
اینطور از نظر لطف افتاد
جمعه 2 اسفند 1392 09:50
مرحوم مجلسى مى نویسد: در بنى اسرائیل مرد فاسقى بوده که ملقب به خلیع بود (معلوم مى شود که خلیع به اشخاص خیلى گناهکار گفته مى شده است) این شخص به سوى عابدى آمد تا خدا به برکت عابد او را بیامرزد. عابد بدبخت که عالم نبود از هم نشینى با او اظهار اشمئزاز (( ناراحتى و نفرت )) کرد. کار این عابد به جایى رسیده بود که وقتى در...
-
در مقابل خوبى، خوبى است
جمعه 2 اسفند 1392 09:50
به یک جوان عابد بنى اسرائیل در خواب خبر دادند خدا در نصف عمر، تو را غنى و نصف دیگر فقیرت مى نماید و انتخاب اینکه اول فقر باشد یا غنا به عهده خودت است. در عالم خواب گفت: مرا زنى است و باید با او مشورت کنم (( اینکه گفته اند با زن مشورت نکنید، مشورت با زنانى است که عقلشان ضعیف و اهل شهوتند، نه زنان صالحه که در عقل کم از...
-
از عظمت خدا سربلند نکرده اند
جمعه 2 اسفند 1392 09:50
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: وقتى به معراج رفتم دیدم ملکى را که هزار هزار دست دارد (( یک میلیون )) و هر دستى هزار هزار انگشت و هر انگشتى هزار هزار بند دارد. آن ملک گفت: من حساب دانه هاى قطرات باران را مى دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا مى بارد و عرض کرد: تعداد قطرات باران را از ابتداى خلقت تا...
-
آفریدگار نمرود کیست
جمعه 2 اسفند 1392 09:49
چون هنگام آن رسید که آفتاب دولت ابراهیم خلیل (علیه السلام) از مشرق سعادت طلوع کند، منجمان نمرود را اطلاع دادند که امسال پسرى به وجود خواهد آمد که ملک تو بر دست او زایل مى شود. نمرود دستور داد: هر پسرى که در عرصه ملک او به وجود آید او را بکشند تا موقع ولادت تا ابراهیم رسید و ذات مبارک او از حرم رحم به فضاى وجود فرامید....
-
: چرا مناجات را ترک کردى
جمعه 2 اسفند 1392 09:49
مردى بود عابد و همیشه با خداى خویش راز و نیاز مى نمود و ذکر الله، الله داشت. روزى شیطان بر او ظاهر شد و وى را وسوسه کرد و به او گفت: اى مرد این همه که تو گفتى الله الله، سحرها از خواب خویش گذشتى و بلند شدى و با این سوز و درد، هى گفتى الله، الله، الله، آخر یک مرتبه شد که تو لبیک بشنوى؟ تو اگر در خانه کسى رفته بودى و...
-
مؤمن بین دو نور است
جمعه 2 اسفند 1392 09:48
در علم اخلاق ذکر شده است که انسان مادامیکه در این عالم است، براى تکامل خودش هم خوف لازم دارد و هم رجاء، تا بتواند بار تکلیف را تا سفر آخرت بکشد. اگر تازیانه خوف نباشد غیر از هواپرستى کارى از او برنمى آید و همینطور اگر رجائى هم نباشد شوقى ندارد و لذا فرمود: مؤمن همیشه بین دو نور است که هیچ یک بر دیگرى غالب نمى گردد و...
-
: اعمال انسان
جمعه 2 اسفند 1392 09:47
(( بزرگى )) پسرى داشت. یک روز به پسرش فرمود: من حاجتى دارم اگر آن را بگویم انجام مى دهى؟ پسر گفت: بلى. پدر گفت: هر شب که به خانه مى آئى اعمال روز خودت را براى من شرح بده. شب که شد، پسر آمد که به قول خود وفا کند؛ مقدارى از اعمال خود را ذکر کرد و از گفتن بعضى از اعمال خوددارى نمود. آن وقت پدر به او گفت: من بنده ضعیفى از...
-
سه مرتبه کور شد خدا شفایش داد
جمعه 2 اسفند 1392 09:47
شعیب پیغمبر آن قدر گریه کرد تا چشمش کور شد. خداوند چشم او را شفا داد. باز در اثر گریه کور شد باز شفا یافت، باز کور شد، خداوند فرمود: شعیب! ما که تو را به ثواب مى رسانیم، چرا چنین مى کنى؟ عرض کرد: مناجات را دوست دارم، خداوند هم موسى را خادم او قرار داد درد دنیا. حضرت عیسى بن مریم (علیه السلام) سه نفر را دیدند که همه...
-
اینها مایه فساد هستند
جمعه 2 اسفند 1392 09:46
از حضرت سجاد (علیه السلام) روایت شده: پس از آنکه خداى تعالى خواست آدم ابوالبشر را خلق کند: ملائکه اعتراض کردند و گفتند: اینها مایه فساد مى شوند خداوند آنها را نهى فرمود: که من مى دانم آنچه را که شما نمى دانید. (یعنى شما خار را مى بیند، گل را هم ملاحظه مى کنید.) خداوند ملائکه را در اثر این اعتراض هفت هزار سال از نور...
-
سه موضوع را براى خود شفیع قرار داد
جمعه 2 اسفند 1392 09:45
روایت شده مردى از دنیا رفت. خداى مهربان به حضرت موسى (علیه السلام) وحى کرد: یکى از دوستانم مرده است،تو او را غسل بده. هنگامى که موسى آمد تا او را غسل دهد دید مردم او را به علت فسق و گناهانش در میان مزبله و خاکروبه ها انداخته اند. حضرت موسى گفت: بار خدایا تو مى شنوى که مردم درباره گناهان این مرد چه مى گویند؟ خداوند...
-
اگر برگردى قبولت مى کنیم
جمعه 2 اسفند 1392 09:44
روایت کرده اند که جوانى در بنى اسرائیل بود که بیست سال اطاعت و عبادت کرد و بیست سال معصیت کرد، روزى در آینه نگاه کرد دید موهایش سفید شده. به خود آمد و از کرده خود پشیمان شد. عرض کرد: الهى بیست سال عبادت و بیست سال معصیت کردم، اگر به سوى تو برگردم آیا قبولم مى کنى؟ صدائى شنید. احببنا فاجبناک، ترکتنا فترکناک و عصینا...
-
دلال بازار را زندان کردى
جمعه 2 اسفند 1392 09:43
در خبر است حضرت سلیمان (علیه السلام) عرض کرد: خدا یا تو مرا بر جن و انس و وحوش و طیور و دیوها مسلط گردانیدى. خدایا دلم مى خواهد اجازه بفرمائى این شیطان را بگیرم، حبس کنم، غل و زنجیرش کنم که این قدر مردم را به گناه و معصیت نیندازد. خطاب شد اى سلیمان مصلحت نیست، عرض کرد: خدایا وجود این ملعون براى چه خوب است؟ خطاب رسید:...
-
: یکى از پیامبران تعجب کرد که...
جمعه 2 اسفند 1392 09:32
از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: پیغمبرى از پیغمبران بنى اسرائیل از کنار مردى که مرده بود و نصف بدنش زیر دیوار و نصف دیگرش بیرون بود، مرغ هاى هوا و سگها گوشت بدنش را پاره پاره کرده بودند، گذشت. و وارد شهرى شد دید یکى از بزرگان آن شهر مرده است لکن در کمال عزت و احترام او را بالاى تخت گذارده، جامه زیبا...
-
از شدت گریه مژگانش ریخت
جمعه 2 اسفند 1392 09:32
روایت کردند که معاذ بن جبل روزى خدمت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) آمد در حالى که گریه مى کرد. رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: چرا گریه مى کنى؟ معاذ عرض کرد: جوان خوش صورتى در خانه ایستاده مثل زن بچه مرده گریه مى کند و مى خواهد خدمت شما برسد گویا خجالت مى کشد، حضرت فرمود: برو و او را بیاور. معاذ رفت...
-
اگر یک بار مرا مى خواندند
جمعه 2 اسفند 1392 09:27
خداوند به حضرت موسى دستور زکات گرفتن را نازل کرد. حضرت موسى (علیه السلام) براى گرفتن زکات به قارون مراجعه نمود، قارون امتناع ورزید. موسى از هزار گوسفند یکى و از هزار دینار یک دینار و از هزار درهم یک درهم راضى شد. قارون حساب کرد مقدارى که لازم بود پرداخت نماید زیاد به نظرش آمد، باز راضى نشد. در این هنگام به فکر افتاد...
-
احضار بنده و سخن خدا با او
جمعه 2 اسفند 1392 09:26
در کتاب خزائن الاخبار و مجالس المتقین آمده است که خدیجه خاتون (علیه السلام) از پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم) از قیامت سوال نمود، وقتى که عرض اعمال بنده بر خدا مى شود، پس آن حضرت گریه کرد. حضرت خدیجه عرض کرد: یا رسول الله چرا گریه مى کنى؟ فرمود: از وسعت رحمت خدا در آن روز بر بندگانش، اى خدیجه چون روز قیامت بنده را...
-
یک دسته بى حساب وارد بهشت مى شوند
جمعه 2 اسفند 1392 09:23
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: اذا کان یوم القیمه انبت الله لطائفه من امتى اجنحه فیطیرون من قبور هم الى الجنان یعنى روز قیامت که مى شود خداوند به بعضى از امت من بالهایى عطا مى کند که از قبرهاى خود پرواز مى کنند و به سوى بهشت مى روند و آنجا متنعم مى شوند، ملائکه از آنها مى پرسند: شما از حساب فارغ شدید؟ مى...
-
خدا و دانیال و شیر
جمعه 2 اسفند 1392 09:22
در حالات جناب دانیال است که بخت النصر او را گرفت، و براى کشتنش با شکنجه، چاه عمیقى را معین نمود و شیر درنده اى را در چاه انداخت و سپس دانیال را نیز در چاه افکند و دستور داد سرچاه را بستند و فرمان عمومى صادر کرد که هیچ کس حق ندارد نزدیک چاه بشود. خداوند به پیغمبرى وحى فرستاد که براى دانیال در فلان مکان خوراک ببر. آن...
-
سبحان الله خیلى کارساز است
جمعه 2 اسفند 1392 09:22
وقتى سلیمان (علیه السلام) بر بساط بود و باد بساطش را حرکت مى داد برزگرى به بالا نگاه کرد و چشمش به شوکت و فرش عجیب سلیمان افتاد از روى شگفتى گفت: سبحان الله خدا به پسر داوود چه ملک عظیمى داده است. باد صدایش را بگوش سلیمان رسانید، دستور داد بساط و فرش را پائین آورد و نزد برزگر فرود آمد و فرمود: یک سبحان الله که خداوند...
-
چگونه با این غلام رفتار شد
جمعه 2 اسفند 1392 09:20
غلامى را مى خواستند بفروشند، مشترى براى خردنش آماده بود. غلام با صداى بلند گفت: هرکس مى خواهد مرا بخرد شرطى دارد و آن این است که هنگام پنج وقت نماز باید آزاد باشم.نمازم باید پشت سر پیغمبر خدا باشد، هرکه مى خواهد مرا بخرد. بالاخره یک مشترى پیدا شد و او را خرید به شرط اینکه پنج وقت ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح آزاد باشد...
-
لطف خدا به آن جوان
جمعه 2 اسفند 1392 09:19
در روایت دارد که در زمان حضرت داوود نبى (علیه السلام) جوانى به ایشان سخت ارادتمند و علاقه شدید داشت، هر روز متصل خدمت داوود مى رسید که زبور مى خواند. این جوان چنان مبهوت مى گردید که عقب هیچ کارى نمى رفت. خلاصه یک روز ملک الموت به دیدن داوود آمد، در ضمن ملاقات داوود، نظر تندى هم به جوان کرد. داوود (علیه السلام) پرسید:...
-
: ما پرندگان در آسمان تخم مى کنیم
جمعه 2 اسفند 1392 09:18
در زمان حضرت سلیمان (علیه السلام) خداوند هفتاد هزار نوع پرنده که هر نوعى به شکل و رنگ مخصوص بودند، مانند ابر بالاى سر آن حضرت پدید آورد. حضرت سلیمان از معاش و روزى آنها و از اینکه چگونه تخم مى کنند و چگونه بچه مى آورند از آنها سؤالاتى کرد. آنها جواب دادند و گفتند: اى سلیمان! بعضى از ما در هوا تخم مى کنیم و در هوا بچه...