کلیدهای بهشتی
کلیدهای بهشتی

کلیدهای بهشتی

مذهبی

ناسزا مگو

عایشه همسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حضور رسول اکرم، نشسته بود که مردى یهودى وارد شد. هنگام ورود به جاى سلام علیکم گفت:
((السام علیکم)) یعنى ((مرگ بر شما))
طولى نکشید که یکى دیگر وارد شد، او هم به جاى سلام گفت:
((السام علیکم)).  ادامه مطلب ...

اگر این دعا را بخواند

در کتاب ((عده الداعى)) نقل شده است که روزى ((هذیلى))(پیرمرد صالح و با ایمان)، خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت و عرض کرد:
((اى رسول خدا، عمرم رو به آخر است، پیرى و سستى، ضعف و ناتوانى بر من غلبه کرده است، روزها نمى توانم روزه بگیرم، و نافله ها و شب زنده دارى دیگر از توانم خارج گشته است، دیگر مالى ندارم که انفاق نمایم، توان حج هم ندارم...))  ادامه مطلب ...

درخت بادوام و محکم

روزى رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از محلى عبور مى فرمودند که شخصى را در حال کاشتن درختى دیدند.
حضرت به او فرمودند:
((آیا مى خواهى تو را به درختى راهنمائى کنم که از درخت تو محکم تر و بادوام تر است و زودتر ثمره مى دهد؟))
آن مرد عرض کرد: بلى، یا رسول الله!
حضرت فرمودند: کلمه سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر را بگوى، خداى تعالى ده درخت در بهشت براى تو خواهد کاشت .(80)

دوستان بهشتى

روزى رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نماز جماعت در مسجد به طرف منبر رفتند تا مردم را موعظه نمایند، در این اثناء چشم مبارکشان به جوانى از اصحاب و یاران افتاد که رنگ صورتش پریده و زرد شده بود.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) احوالش را پرسید، این جوان که به رسول خدا علاقه زیادى داشت و فراق پیامبر برایش بسیار سخت بود، عرض کرد: ((یا رسول الله! غصه اى از دیروز تا به حال مرا فرا گرفته است و آن این است که آیا در روز قیامت و پس از آن در کنار شما خواهم بود یا نه؟)).  ادامه مطلب ...

من دوست دارم بنده باشم

نقل شده است روزى حضرت میکائیل خدمت حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گردید و عرض کرد: من خزانه دار زمین هستم، تمام خزائن زمین در اختیار من است، خداوند مرا فرستاده است که شما را مخیر گردانم یا پادشاه و ملک باشید و تمام خزائن در اختیارتان باشد - بدون اینکه از مقامتان کم شود - و یا عبد و بنده اى از بندگان الهى باشید.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: من دوست دارم بنده باشم، دوست دارم یک روز گرسنه و یک روز سیر باشم. آن روزى که ندارم، بگویم خدایا مرا روزى ده، و روزى هم که به من عنایت مى کند او را شکر کنم.(74)